کوچه دلتنگی
جایی برای حرف های دل
"بسمه تعالـــــــــــــــــــی" امروز با رقیه و عاطفه رفته بودیم سایت دانشگاه که برای امتحان دوشنبه Excel تمرین کنیم.بعد از چند ساعت کار کردن خسته شدیم و اومدیم بوفه دانشگاه که یه چیزی بخریم.بعد بچه ها چشمشون خورد به انجمن شعر دانشگاه که تازه شروع شده بود.پیشنها دادن ما هم امروز به عنوان مهمان بریم تو جمعشون بشینیم.منم که از خدا خاسته،قبول کردم. شعرهاشون خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی دل نشین بود،به خصوص تصنیفی که در مورد امام رضا(ع) بود،اشک منو در آورد. من از غزل "گاهی" خانم زهره کشاورز(دانشجوی حقوق قضایی) هم خیلی خوشم اومد که دیدم حیفه دوستان علاقه مند به شعرم اونو نخونن و با اجازه ای که از خودشون گرفتیم تو پست امروزم می گذارم. * گاهـــــــــــــــــــــــــــی * تمام هستی ام از سنگ می شود..........گاهی دلم برای تپـــــش تـــنگ می شود..........گاهی غرور می شکــــــــــــــــــــند عشق را درون دلم میان عقل و دلم جنــــگ می شود..........گاهی برای گــــــــــــــــــــــــــم شدن خاطراتت از یادم دلم به هر رسنـــــی چنگ می زند..........گاهی ز دست خاطره هایت به تنــــــــــــــــــگ می آیم و پای حافظه ام،لنـــــــگ می شود..........گاهی کـــــــجا؟...و کــی؟...چرا عاشقت شدم؟!...آیا... توهم...دلت...چو دلم....سنگ می شود گاهی؟!
| Design By : Night Skin |

