تبليغاتX
کوچه دلتنگی




















کوچه دلتنگی

جایی برای حرف های دل

مردى با چهار همسر

مرد ثروتمندى بود كه چهار همسر داشت.

 مرد بيشتر از همه عاشق همسر چهارمش بود و هميشه برايش گرانقيمت ترين هدايا و بهترين غذاها را فراهم مي كرد.

همسر سومش را هم خيلى دوست داشت و به داشتن او افتخار مي كرد اما هميشه از اين مي ترسيد كه روزي اين زن او را ترك كند.

مرد همسر دومش را هم دوست داشت.اين زن بسيارصبوروهميشه با محبت مراقب او بود.مرد به او اعتماد زيادي داشت و هر وقت با مشكلي مواجه مي شد از او كمك مي خواست.

همسر اول مرد به او بسيار وفادار بود و نقش مهمى در نگهدارى ثروت او بازى مي كرد با اين وجود او همسر اولش را دوست نداشت.اگرچه اين زن عميقا عاشقش بود اما مرد كمتر به اين زن توجه مى كرد.

روزى مرد بيمار شد و فهميد فرصت زيادى براى زندگى كردن ندارد. بنابراين از چهارمين همسرش پرسيد:"من تورا بيشتر از همه دوست داشتم حالا كه دارم مى ميرم آيا در كنارم مى مانى؟"

زن چهارم پاسخ داد:"نه به هيچ وجه." پاسخ او چون تيرى در قلب مرد فرو رفت.

مرد غمگين از همسر سومش پرسيد:"من در تمام زندگى ام تو را دوست داشتم.حالا كه دارم مى ميرم آيا از من حمايت مى كنى؟

پاسخ داد:"زندگى هچنان زيباست.وقتى تو بميرى من دوباره ازدواج مى كنم." قلب مرد شكست و يخ زد.

سپس از همسر دومش پرسيد:"من هميشه موقع مشكلات به سراغ تو مى آمدم و تو مرا يارى مى كردى.حالا كه دارم مى ميرم آيا به من كمك مى كنى؟

پاسخ داد:"متاسفم.نهايتا مى توانم با تو تا مزارت بيايم." مرد احساس تباهى كرد.

بعد صدايى آمد كه مى گفت:"من با تو مى مانم و با تو مى آيم.مهم نيست كه تو كجا مى روى."

مرد به دنبال صاحب صدا گشت.همسر اول مرد بود.او خيلى نحيف بود چون مرد به او خوب رسيدگى نكرده بود.

مرد گفت:من بايد وقتى فرصتش را داشتم بهتر از تو مراقبت مى كردم.

حقيقت اين است

همگى ما چهار همسر در زندگى مان داريم.

چهارمين همسرما بدن ماست.مهم نيست كه چقدر زمان براى رسيدگى به آن صرف كرديم وقتي كه ما مى ميريم اوما را ترك مى كند.

همسر سوم ما ثروت و موقعيت ماست.وقتى ما مى ميريم همه ى آنها به ديگران تعلق پيدا مى كند.

دومين همسر ما خانواده و دوستان ما هستند.مهم نيست چه مدت زمانى همراه ما بوده اند بيشترين كارى كه آنها قادرند براى ما انجام دهند اين است كه با ما تا سر مزارمان بيايند.

اما اولين همسر ما....

روح و روان ماست كه اغلب اوقات در پى ثروت و قدرت وموقعيت از آن غافل شده ايم.تنها روح ما است كه هركجا

مى رويم ما را همراهى مى كند.

بنابر اين همين حالا روحت را تقويت كن و پرورش بده چرا كه اين بزرگترين هديه اى است كه در اين دنيا به تو پيشكش شده.

نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 20:57 توسط ستاره کوچولو| |

گفتی که قدرت را نمی دانم

مهربانی ات را جیره بندی کردی

روزی یک لبخند

هفته ای یک دوستت دارم

گفتم:"واقعا داری؟!"

گفتی:"نمی دانم!!!"

نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 17:43 توسط ستاره کوچولو| |

چیزی به نام شکست وجود نداره

شکسپیر می گوید:"تردید ها به ما خیانت می کنند.ما را از کوشش بر حذر می دارند و از پیروزی هایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می سازند."هر آنچه بشر آموخته از طریق آزمایش وخطا بوده است.انسانها تنها از طریق اشتباه به موفقیت می رسند.هر گاه در زندگی کاری را انجام داده ایم اگر فکر کتیم که تجربه ای به دست آورده ایم بهتر از آن است که فکر کنیم شکست خورده ایم باید به پدیدهای زندگی با دیده تجربه نگاه کنیم.

هیچ توفیق پایداری بدون پشتکار به دست نمی آید

افراد موفق به نیروی پشتکار ایمان دارند.اگر به افراد موفق بنگرید می بینید که آنها لزوما بهتر،سریع تر و قویتر از دیگران نبوده اند،بلکه پشتکار بیشتری داشته اند.افراد موفق می خواهند به هر قیمتی شده موفق شوند.البته این را باید مد نظر داشت که موفقیت به بهای لطمه زدن به دیگران نیست.

نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386ساعت 18:24 توسط ستاره کوچولو| |

 آن که با عالم بالا سر و سودا دارد

 روزگاری است که ماوابه دل مادارد

همه عمر دویدیم پی اش بی حاصل

غافل از آن که درون دل ما جا دارد

کار هرکس نبود مرده دلی زنده کند

مگر آن کس دم جانبخش مسیحادارد

عاشقی در طلب مال و منالی نبود

عشق مجنون تهیدست تماشا دارد

نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 11:13 توسط ستاره کوچولو| |


Design By : Night Skin